نبض اقتصاد ایران، بدون هیاهو ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶
نمای بازارثبت قیمت: ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۱۲ ایروان
دلار آزادتومان
۲۳۰٬۵۰۰ +۰٫۰۵٪
طلای ۱۸ عیارتومان
۲۳٬۵۰۱٬۳۰۰ +۱٫۰۴٪
سکه امامیتومان
۲۳۴٬۰۱۰٬۰۰۰ +۱٫۰۹٪
تترتومان
۲۳۰٬۳۷۵ −۰٫۳۷٪
درهمتومان
۶۳٬۰۴۰ −۰٫۰۵٪
اونس طلادلار
۴٬۳۴۷٫۴۷ +۱٫۲۲٪

متروی رایگان، شهر دسترس‌پذیر نمی‌سازد؛ هزینه پنهان ۱۱۵ محله بدون ایستگاه

۳۵ درصد محله‌های تهران دسترسی مناسب به مترو ندارند. رایگان‌کردن بلیت وقتی ایستگاه و ناوگان کافی نیست، چه کسانی را منتفع می‌کند و چه هزینه‌ای برای شهر دارد؟
محله‌های تهران و مسئله دسترسی ناکافی به ایستگاه مترو

عدد مهم خبر

تهران ۳۳۳ محله و فقط ۱۶۳ ایستگاه مترو دارد. طبق بررسی منتشرشده، ۱۱۵ محله نه درون خود و نه در فاصله‌ای مناسب در محله مجاور به ایستگاه دسترسی ندارند. سهم مترو از سفرهای روزانه تهران حدود ۱۰ درصد است؛ درحالی‌که متوسط این سهم در کلان‌شهرهای بزرگ جهان حدود ۳۵ درصد اعلام شده است.

مسئله اصلی قیمت بلیت نیست؛ هزینه رسیدن به ایستگاه است

رایگان‌شدن بلیت، هزینه داخل شبکه را صفر می‌کند؛ اما برای ساکن محله‌ای که ایستگاه ندارد، سفر هنوز رایگان نیست. او باید پیاده‌روی طولانی، تاکسی اینترنتی، اتوبوس تغذیه‌کننده یا زمان انتظار بیشتری را تحمل کند. در اقتصاد شهری، زمان رفت‌وآمد هم هزینه است. بنابراین ممکن است بلیت برای ساکن مرکز شهر رایگان شود، اما خانوار کم‌درآمد حاشیه شهر همچنان بخش قابل‌توجهی از پول و وقت خود را صرف رسیدن به مترو کند.

این همان زاویه پنهان خبر است: یارانه عمومی لزوماً به محروم‌ترین گروه نمی‌رسد. هرکس به ایستگاه نزدیک‌تر است، بیشتر می‌تواند از سفر رایگان استفاده کند. در مقابل، محله فاقد ایستگاه ممکن است هم از مزیت شبکه محروم بماند و هم از بودجه‌ای که می‌توانست صرف اتصال همان محله شود سهم کمتری بگیرد.

چهار همت درآمد بلیت؛ کم یا تعیین‌کننده؟

درآمد سالانه پیش‌بینی‌شده از بلیت حدود چهار همت بوده؛ رقمی معادل نزدیک به ۱۰ درصد هزینه جاری مترو. این سهم برای پوشش کل هزینه‌ها کافی نیست، اما صفر هم نیست. براساس مقایسه گزارش، همین مبلغ می‌تواند معادل بهای حدود ۲۰۰ اتوبوس باشد. مسئله درست این نیست که «مترو رایگان باشد یا گران»؛ پرسش این است که هر تومان یارانه کجا بیشترین کاهش زمان سفر، آلودگی و نابرابری را ایجاد می‌کند.

اثر دومینووار بر کار و کسب‌وکار

بازار کار: دسترسی ضعیف، شعاع جست‌وجوی شغل را کوچک می‌کند. فرد ممکن است یک موقعیت بهتر را فقط به‌دلیل دو ساعت رفت‌وآمد روزانه رد کند. کارفرمای مناطق کم‌دسترسی نیز برای جذب و حفظ نیرو هزینه بیشتری می‌پردازد.

کسب‌وکار محلی: ایستگاه مترو جریان مشتری و ارزش تجاری پیرامون خود ایجاد می‌کند. نبود ایستگاه می‌تواند فروش خرده‌فروشی، جذابیت دفتر کار و سرعت توسعه خدمات را محدود کند؛ درحالی‌که افتتاح ایستگاه بدون کنترل کاربری زمین ممکن است اجاره‌ها را بالا ببرد و کسب‌وکارهای کوچک قدیمی را بیرون براند.

قیمت مسکن: فاصله تا مترو بخشی از قیمت پنهان خانه است. واحد ارزان‌تر در محله دورافتاده ممکن است با هزینه تاکسی، استهلاک خودرو و زمان از‌دست‌رفته، در عمل گران‌تر تمام شود. برای خریدار یا مستأجر، مقایسه «هزینه کل زندگی» از مقایسه قیمت هر متر مفیدتر است.

سیاست بهتر چه شکلی دارد؟

راه‌حل فقط ساخت خط جدید نیست؛ چون پروژه‌های بزرگ سال‌ها زمان می‌برند. اتصال محله‌های محروم با اتوبوس‌های منظم و کوتاه‌مسیر، افزایش ناوگان خطوط موجود، قیمت‌گذاری هدفمند برای اقشار کم‌درآمد و حفظ بخشی از درآمد بلیت برای توسعه دسترسی می‌تواند زودتر نتیجه بدهد. رایگان‌سازی اگر بدون افزایش ظرفیت انجام شود، حتی ممکن است ازدحام را بیشتر و کیفیت سفر را پایین‌تر کند.

معیارهایی که باید بعداً بررسی شوند

  • درصد جمعیت دارای دسترسی حداکثر ۵۰۰ متری به حمل‌ونقل عمومی پرتردد
  • زمان واقعی سفر از در خانه تا محل کار، نه فقط زمان داخل قطار
  • تعداد قطارها و میزان ازدحام در ساعات اوج
  • سهم محله‌های کم‌برخوردار از بودجه توسعه شبکه

مطالب مرتبط

منبع خبر: گزارش «تهرانی‌ها چشم‌انتظار مترو» در دنیای اقتصاد، منتشرشده در ۲۳ شهریور ۱۴۰۵. تحلیل و نتیجه‌گیری‌های این مطلب مستقل است.