بریکس برای ایران فقط ارز محلی نیست؛ گلوگاه واقعی پرداخت و پروژههای سرمایهپذیر است

عضویت ایران در بریکس زمانی ارزش اقتصادی پیدا میکند که از سطح بیانیهها به زیرساخت واقعی تجارت برسد؛ یعنی پرداخت، تسویه، تأمین مالی و پروژههایی که سرمایهگذار بتواند روی آنها حساب کند.
بریکس دقیقاً چه فرصتی برای ایران باز کرده؟
در اجلاس اخیر بریکس در دهلینو، اعضا بر استفاده بیشتر از ارزهای محلی، تسهیل پرداختهای فرامرزی و تقویت ظرفیت بانک توسعه جدید تأکید کردند. برای ایران، این موضوع از آن جهت مهم است که محدودیتهای بانکی و هزینه بالای انتقال پول، بخشی از تجارت خارجی را گران و پیچیده کرده است.
ارز محلی بهتنهایی کافی نیست
حتی اگر یک قرارداد با یوان، روبل یا روپیه انجام شود، بدون شبکه بانکی پایدار، حسابهای کارگزاری، سازوکار تسویه و ابزار پوشش ریسک، بخش مهمی از مزیت معامله از بین میرود. مسئله اصلی فقط انتخاب ارز نیست؛ باید بتوان پول را سریع، کمهزینه و قابلپیشبینی جابهجا کرد.
بانک توسعه جدید کجا اهمیت پیدا میکند؟
یکی از ظرفیتهای بریکس، بانک توسعه جدید است. اما دسترسی بالقوه به منابع مالی زمانی معنا پیدا میکند که ایران پروژههای مشخص و قابلتأمین مالی داشته باشد؛ پروژهای با مدل درآمدی، نرخ بازگشت سرمایه، چارچوب حقوقی و زمانبندی روشن.
کدام بخشها شانس بیشتری دارند؟
انرژی، حملونقل، راهآهن، بنادر، معدن، پتروشیمی، مراکز داده و زیرساخت دیجیتال از حوزههایی هستند که میتوانند برای همکاری با اعضای بریکس جذاب باشند. تفاوت مهم اینجاست که سرمایهگذاری در زنجیره ارزش معمولاً اثر اقتصادی بیشتری از صادرات صرف مواد خام دارد.
ترانزیت هم فقط «موقعیت جغرافیایی» نیست
ایران روی مسیرهای مهم منطقهای قرار دارد، اما این مزیت زمانی درآمدزا میشود که حملونقل، گمرک، بیمه، انبارداری و خدمات بانکی همزمان کارآمد باشند. موقعیت جغرافیایی بدون زیرساخت، بهتنهایی مزیت رقابتی پایدار نمیسازد.
جمعبندی هش نیوز
بریکس میتواند برای ایران یک مسیر مکمل ایجاد کند، اما نتیجه واقعی به اجرای زیرساختهای پرداخت، ثبات تسویه و کیفیت پروژههای سرمایهپذیر بستگی دارد. اگر این حلقهها کامل نشوند، عضویت در بریکس بیشتر به یک کانال موازی تجارت تبدیل میشود تا یک جهش اقتصادی.